تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
قَبْلُ »
« 1 »
.
به مادر موسى عليه السلام خبر رسيد كه فرعون او را گرفته است غمناك شد و گريست ، چنان كه خداى تعالى فرموده است :
« وَ أَصْبَحَ فُؤادُ أُمِّ مُوسى فارِغاً »
« 2 » يعنى نزديك بود كه ماجرا را بگويد يا از غصّه بميرد ولى خودش را نگاه داشت ! همانطور شد كه خداوند فرموده است :
« لَوْ لا أَنْ رَبَطْنا عَلى قَلْبِها لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ »
- يعنى خواهر موسى - قُصِّيهِ - يعنى او را جستجو كن ! خواهرش به سراغ او آمد -
« فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ » -
يعنى از دور او را ديد -
« وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ »
« 3 » چون موسى هيچ پستان زنى را قبول نكرد فرعون سخت اندوهگين شد . خواهر موسى گفت :
« هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ »
« 4 »
.
فرعون گفت : آرى . پس مادرش را آورد ، همين كه او را در بغل گرفت و پستانش را بر دهان او گذاشت ، مكيد و نوشيد ، فرعون و خانواده‌اش شادمان شدند ، مادر موسى را گرامى داشتند ! و به وى گفتند : او را براى ما تربيت كن ! ما كارى را كه براى تو بايد بكنيم مىكنيم ! اين است معنى قول خداى تعالى :
« فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
هامش
( 1 ) - قصص / 12 : ما همهء زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم . ( 2 ) - قصص / 10 : قلب مادر موسى از همه چيز ( جز ياد فرزند ) تهى گشت . ( 3 ) - همان / 11 : به خواهر او گفت : حال او را پىگيرى كن ! ( وى ) از دور ماجرا را مشاهده كرد در حالى كه آنها نمىدانستند . ( 4 ) - همان / 12 : گفت : من خانواده‌اى را مىشناسم كه اين نوزاد را كفايت كنند و خيرخواه او باشند . آيا مىخواهيد شما را راهنمايى كنم ؟