تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
چون به معراج بردند فرود نيامد مگر آنكه خداوند علم گذشته و آينده را به او تعليم داد و بسيارى از علم او مجمل بود كه در شب قدر تفسير آن مىآمد و همچنين علم علىّبن ابى طالب عليه السلام مجمل بود كه تفسير آن شبهاى قدر مىآمد همانطور كه با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود . » . آن مرد گفت : آيا در آن علم اجمالى تفسيرى نبود ؟ امام عليه السلام فرمود : « چرا ولى در شبهاى قدر به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و اوصيا دستور مىرسد : چنين كن و دستور اين است ! آنها كه قبلًا آن را مىدانستند مأمور مىشوند چگونه در آن باره عمل كنند ! » آن مرد مىگويد : گفتم : اين را براى من تفسير كنيد ! فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا نرفت مگر اينكه كليّات علم و تفسير آن را داشت » گفتم : پس شبهاى قدر علمِ چه چيز براى او مىآمد ؟ فرمود : « فرمان كار و سهولت دربارهء آنچه مىدانست » آن مرد گفت : بنابراين شبهاى قدر جز آنچه از پيش مىدانستند ، علم تازه‌اى پديد نمىشد . امام عليه السلام فرمود : « اين از جمله امورى است كه مأمور به كتمان آن بودند و تفسير آنچه را كه تو پرسيدى جز خدا نمىداند . آن مرد گفت : آيا اوصياء چيزى را مىدانستند كه انبياء ندانند ؟ فرمود : « نه ، چه طور ممكن است يكى از اوصياء چيزى را بدانند كه به او وصيّت نشده است » . آن مرد گفت : آيا مىتوانيم بگوييم يكى از اوصياء چيزى را مىدانست كه ديگرى آن را نمىدانست ؟ امام عليه السلام فرمود : « نه ، زيرا هيچ پيغمبرى از دنيا نمىرفت ، تا علم خود را