تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
همين است كه به سوى او و به عبادت او دعوت مىكنيد ، اگر نابينايى را بياوريم مىتواند بينايى را به او بازگرداند ؟ گفتند : اگر ما درخواست كنيم چنان كند ، در صورتى كه بخواهد مىكند . پس از شنيدن جواب آن‌ها رو به پادشاه كرد و گفت : اى پادشاه يك نفر نابينا را بياوريد كه هرگز نبيند ! آوردند ، به آن دو نفر گفت : از خدايتان بخواهيد تا بينايى اين را بازگرداند ! آنها برخاستند و دو ركعت نماز خواندند ، ناگهان ديدند چشمان نابينا باز است و به طرف آسمان نگاه مىكند ! باز به پادشاه گفت : نابيناى ديگرى را بياوريد ! آوردند ، او خود يك سجده كرد سپس سربلند كرد ناگهان نابيناى ديگر بينائيش را باز يافت ! گفت : پادشاه دليلى در برابر دليل آنها ! اكنون زمينگيرى را بياورند ! همان حرف اوّل را با آنها تكرار كرد ، آنها نماز خواندند و از خدا خواستند ناگهان پاهاى زمينگير باز شد و از جا برخاست و به راه افتاد ! گفت : پادشاه زمينگير ديگرى بياورند ! آوردند ، همان كارى را كرد كه اولين بار كرد پس زمينگير به راه افتاد ! گفت : پادشاه اينها دو دليل آوردند ما هم مثل آن را آورديم ولى يك چيز ماند كه اگر آن كار را كردند ما با آنها وارد دينشان مىشويم ! آنگاه گفت : پادشاه ! به من اطلاع دادند كه پادشاه يك پسر داشت و آن هم مرده است اكنون اگر خداى اين دو نفر آن پسر را زنده كرد ما با ايشان به دين آنها وارد مىشويم ! شاه گفت : من نيز با تو همراهم ! سپس به آن دو نفر گفت : اين يك مطلب مانده است ؛ شاهزاده مرده است شما از خدايتان بخواهيد او را زنده كند ! آن دو نفر در حال سجدهء به خدا بر زمين افتادند