از تو براى خودم پسنديدم آنچه را كه تو نسبت به من براى خودت پسنديدهاى ، سپس خداى عزّوجلّ فرمود :
« وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً »
« 1 »
.
« 2 »
2 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از سالم نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به آيهء :
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ »
« 3 » پرسيدم ، فرمود : « سابق بالخيرات يعنى امام . مقتصد ، كسى است كه امام را بشناسد ، و ظالم لِنَفْسِه كسى است كه امام را نمىشناسد » . « 4 »
3 - شيخ صدوق از جابربن يزيد جعفى آورده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به آيه :
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ . . . »
پرسيدم ، فرمود : « ظالم نسبت به ما كسى است كه حق امام را نمىشناسد و مقتصد ، عارف به حق امام و سابق به خيرات به اذن خدا همان امام است
« جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَها »
« 5 » يعنى سبقت گيرنده و كسى كه راه ميانه را در پيش گرفته است » . « 6 »
4 - همو از ابوحمزهء ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : در مسجدالحرام خدمت امام باقر عليه السلام نشسته بودم ناگهان دو مرد از اهل بصره آمدند ،
هامش
( 1 ) - فاطر / 45 : ولى خداوند آنها را تا زمان معينى به تأخير مىاندازد اما چون اجل آنها فرا رسد خداوند نسبت به بندگانش بيناست .
( 2 ) - تفسير قمى : 2 / 210 .
( 3 ) - فاطر / 32 : سپس اين كتاب آسمانى را به گروهى از بندگان برگزيدهء خود به ارث داديم از آن ميان عدهّاى به خود ستم كردند و گروهى راه ميانه گرفتند و گروهى به فرمان خدا در نيكيها به ديگران پيشى گرفتند .
( 4 ) - كافى : 1 / 214 .
( 5 ) - فاطر / 33 : باغهاى جاويدان بهشت كه همگى وارد آن مىشوند .
( 6 ) - معانى الاخبار : ص 104 .