تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
و بر هر يك از داوران عهد و پيمان خداوند است كه ميان امت ، به حق حكم كنند ، نه به هوى و هوس ، مدت داورى ، يك سال كامل است ولى اگر دو داور دوست داشتند كه آن را زودتر تمام كنند مى توانند . اگر يكى از دو داور بميرد ، امير و پيروان او مى توانند مردى ديگر به جاى او برگزينند و نبايد از حق و عدل فرو گذارى كنند و اگر يكى از دو امير بميرد ، انتصاب كس ديگرى به امارت كه به اميرى او راضى باشند و روش او را بپسندند براى اصحاب آن امير محفوظ است . پروردگارا ما از تو بر ضد كسى كه آنچه را در اين صحيفه آمده است رها كند و در آن ارادهء ستم و از حد در گذشتن كند يارى مى طلبيم . » نصر بن مزاحم مى گويد : روايت بالا ، روايت محمد بن على بن حسين ( ع ) و شعبى است ، ولى جابر از زيد بن حسن بن حسن افزونيهايى بر آن نسخه روايت مىكند [ و روايت او چنين است ] : « اين پيمان نامه‌يى است كه على بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان بر آن موافقت كرده‌اند و پيروان آن دو هم به آنچه ايشان رضايت داده‌اند توافق كرده‌اند كه حكم كتاب خدا و سنت رسول خدا حاكم باشد ، و اين فرمان على براى همه اهل عراق و شيعيان او اعم از شاهد و غايب است و فرمان معاويه براى همه مردم شام و پيروانش اعم از شاهد و غايب است ، كه ما راضى شده‌ايم به قرآن ، هر گونه كه حكم كند و اينكه مطيع امر آن باشيم در هر چه كه به آن امر كند ، كه چيزى جز قرآن نمى تواند ما را هماهنگ و متحد سازد ، و در آنچه ميان ما مورد اختلاف است ، كتاب خداوند سبحان را از آغاز تا انجامش داور قرار داده‌ايم ، آنچه را كه قرآن زنده كرده است زنده مى داريم و آنچه را از ميان برده است از ميان مى بريم ، بر اين توافق كرديم و راضى شديم ، على و شيعيانش راضى شدند كه عبد الله بن قيس را ناظر و داور بفرستند و معاويه و پيروانش راضى شدند كه عمرو عاص را ناظر و داور گسيل دارند و آنان از آن دو ، عهد و ميثاق استوار گرفته‌اند و بزرگترين عهدى كه خداوند از بندگان خويش گرفته است از آن دو گرفته‌اند تا در آنچه براى آن برگزيده شده‌اند قرآن را پيشواى خود قرار دهند و از آن به چيزى ديگر توجه نكنند و هر چه را در آن نبشته يافتند از آن در نگذرند و هر چه را در قرآن نيافتند به سنت جامع رسول خدا ( ص ) ارجاع دهند و به عمد بر خلاف آن ، كارى نكنند و از هواى نفس پيروى نكنند و در موردى كه مشتبه است وارد نشوند . عبد الله بن قيس و عمرو عاص از على و معاويه