تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
ابو الحسن مداينى مى گويد : در شام ميان آنان و معاويه چند مجلس صورت گرفت و مذاكرات و گفتگوهاى طولانى كردند و معاويه ضمن سخنان خود به آنان گفت : قريش اين موضوع را مىداند كه ابو سفيان گرامى ترين ايشان و پسر گرامى ترين است ، بجز حرمتى كه خداوند براى پيامبر خويش قرار داده و او را برگزيده و گرامى داشته است ، و به گمان من اگر مردم همه از نسل ابو سفيان بودند ، همگان دور انديش و بردبار بودند . صعصعة بن صوحان به معاويه گفت : دروغ مى گويى مردم از نسل و زاده كسى هستند كه بسيار بهتر از ابو سفيان بوده است كسى كه خدايش به دست خويش آفريده و در او از روح خويش دميده است و به فرشتگان فرمان داده است بر او سجده برند و ميان ايشان نيك و بد و زيرك و احمق وجود دارد . گويد : ديگر از گفتگوهاى ميان ايشان اين بود كه معاويه به ايشان گفت : اى قوم يا خاموش باشيد و سكوت كنيد يا پاسخ نيكو دهيد ، و بينديشيد و بنگريد چه چيزى براى شما و مسلمانان سود بخش است ، آن را مطالبه كنيد و از من اطاعت بريد . صعصعه به او گفت : تو شايستهء اين كار نيستى و كرامتى نيست كه در معصيت خدا از تو اطاعت شود . معاويه گفت : نخستين سخن كه با شما آغاز كردم اين بود كه به شما ترس از خدا و اطاعت از رسول خدا را گوشزد كردم و اينكه همگى به ريسمان خداوند چنگ يازيد و پراكنده مشويد آنان گفتند : چنين نيست ، كه تو فرمان به پراكندگى و مخالفت با آنچه پيامبر ( ص ) آورده است دادى . معاويه گفت : بر فرض كه چنان كرده باشم ، هم اكنون توبه مى كنم و به شما در مورد بيم از خداوند و اطاعت از او فرمان مى دهم و اينك هماهنگ با جماعت باشيد و پيشوايان خود را اطاعت كنيد و حرمت داريد . صعصعه گفت : اگر توبه كرده‌اى ما اينك از تو مى خواهيم از كار خود كناره بگيرى كه ميان مسلمانان كسانى هستند كه از تو براى آن شايسته‌ترند و كسى است كه پدرش از پدر تو در اسلام كوشاتر بوده و خودش هم در اسلام از تو پايدارتر و موثرتر بوده است . معاويه گفت : مرا هم در اسلام كوششى بوده است ، هر چند ديگران از من
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 270 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى