تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
است . عمرو گفت : به خدا سوگند اى معاويه ، تو و على چون دو لنگه بار مساوى نيستيد ، ترا سابقه و هجرت او نيست و نه افتخار مصاحبت و ارزش جهاد او را دارى و نه علم و فقه او را ، و به خدا سوگند علاوه بر اين او را در جنگ بهره و فنونى است كه براى هيچكس جز او فراهم نيست ، من هم قابل مقايسه با تو نيستم كه از لطف خدا عهده‌دار احسان و ايستادگى پسنديده در راه اسلام بوده‌ام و براى من چه چيزى مقرر ميدارى كه از تو دربارهء جنگ با على پيروى كنم معاويه گفت : هر چه خودت مى گويى . گفت : بايد مصر را در اختيار و تيول من قرار دهى . معاويه از پذيرش اين تقاضا خوددارى كرد . نصر [ بن مزاحم ] مى گويد : در روايتى كه كس ديگرى غير از عمرو بن سعد در اين مورد آورده ، آمده است كه در پى اين گفتگو معاويه به عمرو عاص گفت : اى ابو عبد الله من خوش ندارم و براى تو شايسته نمى بينم كه اعراب بگويند تو براى خواسته‌هاى دنيايى در اين كار در آمدى . عمرو گفت : اين حرفها را رها كن و آزادم بگذار . معاويه گفت : من اگر بخواهم به تو وعده و آرزو دهم و ترا فريب دهم مى توانم اين كار را انجام دهم . عمرو گفت : نه ، به خدايى خدا سوگند كه نسبت به كسى مثل من خدعه نمى شود كه من زيرك تر از اين هستم . معاويه گفت : نزديك من بيا كه سخنى در گوش تو گويم . عمرو گوش خود را نزديك برد تا معاويه راز خود را بگويد . معاويه گوش او را به دندان گزيد و گفت : همين يك نوع خدعه بود مگر در اين خانه كسى را مى بينى هيچكس جز من و تو در اين خانه نيست [ يعنى اگر بخواهم مى توانم ترا همين جا بكشم ] . شيخ ما ابو القاسم بلخى كه خدايش رحمت كناد مى گويد : اين سخن عمرو عاص كه به معاويه گفته است : « اين حرفها را رها كن » ، نه تنها كنايه ، بلكه تصريح به الحاد و بى دينى است : يعنى اين سخن را رها كن كه اصلى ندارد و اعتقاد به آخرت و اينكه آن را نبايد با خواسته‌هاى دنيايى فروخت از خرافات است . ابو القاسم بلخى كه خدايش رحمت كناد همچنين گفته است : عمرو بن عاص همواره ملحد بوده و هيچگاه در الحاد و بى دينى خود ترديد نكرده است و هميشه زنديق بوده و معاويه هم مانند او بوده است ، و براى استهزاء و شوخى پنداشتن احكام اسلامى همين حديث رازگويى ميان ايشان كه روايت شده است بسنده است . معاويه گوش عمرو را گاز مى گيرد ، مى بينيد روش عمرو چيست و اين روش چگونه و كجا قابل مقايسه با اخلاق على عليه السلام و سختگيرى او در راه خداوند و احكام
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 240 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى