تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
و تلويح و كنايه وجود داشته است و گفتارى غير صريح و حكمى غير قطعى بوده است و شايد پيامبر ( ص ) را چيزى كه خود مى دانسته و مصلحتى كه رعايت مى فرموده يا آگاهى از آينده كه به اذن خداوند متعال داشته است از اين كار باز داشته است . اما موضوع خوددارى على عليه السلام از بيعت و بيرون كشيدن او از خانه - بدانگونه كه صورت گرفته است - را رجال حديث و سيره نويسان آورده‌اند . و ما هم آنچه را كه ابو بكر جوهرى در اين مورد آورده بود آورديم و او از رجال حديث و از افراد ثقه و مورد اعتماد است ، و البته كسان ديگرى هم غير از او نظير اين مطالب را بيرون از حد شمار آورده‌اند . اما كارهاى زشت و سبكى كه شيعه نقل كرده‌اند از قبيل فرستادن قنفذ به خانه فاطمه ( ع ) و اينكه او با تازيانه چنان آن حضرت را زده است كه در بازويش همچون دملى متورم شده بوجود آمده و اثرش تا هنگام مرگ باقى بوده است ، و اينكه عمر ، فاطمه ( ع ) را ميان در و ديوار فشرده است و آن حضرت فرياد بر آورده است كه اى پدر جان ، و كودكى را كه در شكم داشته مرده سقط كرده است و برگردن على عليه السلام ريسمان افكنده و او را كه از حركت خوددارى مى فرموده است مى كشيده‌اند و فاطمه ( ع ) پشت سرش آه و فرياد بر مى آورده است و دو پسرش حسن و حسين همراه آن دو مى گريسته‌اند ، و چون على را به حضور آوردند از او خواستند بيعت كند و او خوددارى كرد و به كشتن تهديدش كردند و فرمود : در اين صورت بنده خدا و برادر رسول خدا را خواهيد كشت و گفتند : بندهء خدا را آرى ، ولى برادر رسول خدا را نه ، و على ( ع ) هم آنان را روياروى متهم به نفاق كرد كه صحيفه‌يى نوشته و اتفاق كرده‌اند ناقهء پيامبر ( ص ) را در شب عقبه رم دهند ، هيچيك در نظر اصحاب ما اصل و اساسى ندارد و هيچكس از ايشان ، آن را ثابت نكرده و اهل سنت هم اين امور را نه روايت كرده و نه مى شناسند و چيزى است كه شيعه در نقل آن منفرد است .

موضوع عمرو بن العاص

پس از اينكه على ( ع ) از جنگ بصره آسوده و در كوفه ساكن شد ، نامه‌يى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 236 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى