آيا ابو بكر خود را امير وصى رسول خدا قرار مىدهد ابو بكر بسيار دوست مى داشت كه در آن مورد به عهدى از پيامبر دست يابد و تسليم آن شود و مهار آن را بر بينى خود نهد .
مى گويم : دو شيخ حديث يعنى محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم بن حجاج قشيرى در كتاب صحيح خود از طلحة بن مصرف نقل كردهاند كه گفته است : از عبد الله بن ابى اوفى پرسيدم : آيا پيامبر ( ص ) وصيت نفرموده است گفت : نه ، گفتم : چگونه است كه وصيت كردن براى مسلمانان مقرر شده است و به پيامبر ( ص ) هم فرمان داده شده كه وصيت فرمايد و با وجود اين وصيت نفرموده باشد گفت : پيامبر ( ص ) به توجه و اجراى دستورهاى قرآن وصيت فرمود . طلحة بن مصرف مى گويد : سپس ابن ابى اوفى گفت : ابو بكر چنان نبود كه بر وصى رسول خدا فرمانروايى كند ، بلكه بسيار دوست مى داشت كه در اين مورد فرمانى از پيامبر بيابد و بر آن گردن نهد و لگام آن را بر بينى خود ببندد . همچنين همين دو شيخ در دو صحيح خود از عايشه روايت مى كنند و مى گويند : در حضور عايشه گفته شد : كه پيامبر ( ص ) وصيت فرموده است ، عايشه گفت : چه هنگامى وصيت كرده است و چه كسى اين سخن را مى گويد گفتند : چنين مى گويند ، گفت : آخر چه كسى مى گويد پيامبر ( ص ) به سينه و گلوى من تكيه داده بود ، طشت خواست كه ادرار كند ، ناگاه به يك سو افتاد و درگذشت و من حتى متوجه مرگ او نشدم . همچنين در هر دو صحيح [ مسلم و بخارى ] از ابن عباس نقل شده كه مى گفته است : اى واى از روز پنجشنبه و چه روز پنجشنبهيى بود ابن عباس سپس چندان گريست كه اشكهايش شنها را خيس كرد ، ما گفتيم : اى ابن عباس در پنجشنبه چه اتفاقى افتاده است گفت : در آن روز بيمارى و درد پيامبر ( ص ) سخت شد و فرمود : نامهيى بياوريد تا براى شما بنويسم و پس از من هرگز گمراه نشويد .
حاضران با يكديگر ستيز كردند ، پيامبر فرمودند : ستيزه و بگو و مگو در حضور من سزاوار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٣٠