تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
اميران خواهيم بود و شما وزيران و اين كار ميان ما به تساوى خواهد بود ، چون دو لپه باقلا ، و با ابو بكر بيعت شد و نخستين كس كه با او بيعت كرد بشير بن سعد ، پدر نعمان بن بشير بود . و چون مردم بر گرد ابو بكر جمع شدند و بيعت او استوار شد ، اموالى ميان زنان مهاجر و انصار بخش كرد و سهم يكى از زنان خاندان عدى بن نجار را همراه زيد بن ثابت براى او فرستاد . آن زن پرسيد : اين چيست گفت : مالى است كه ابو بكر ميان زنان تقسيم كرده است . آن زن گفت : آيا با دادن رشوه مى خواهيد از دين خود رشوه بگيرم نه ، به خدا سوگند از او چيزى نمى پذيرم و آن را پيش ابو بكر باز فرستاد . من اين خبر را از كتاب السقيفه ابو بكر جوهرى در سال ششصد و ده هجرى بر ابو جعفر يحيى بن محمد علوى حسينى معروف به ابن ابى زيد كه نقيب بصره بود خواندم ، خدايش رحمت كناد ، گفت : پيش بينى و تشخيص حباب بن منذر درست بود ، زيرا همان چيزى كه از آن بيم داشت ، روز حره فرا رسيد و انتقام خون مشركان كشته شده در جنگ بدر را از انصار گرفتند . نقيب كه خدايش رحمت كناد به من گفت : پيامبر ( ص ) هم بر اهل و فرزند خود از همين وضع بيم داشت ، زيرا او مردم را مصيبت زده كرده بود و مى دانست كه اگر بميرد و تنها دخترش و فرزندان او را به صورت رعيت و مردم عادى باقى بگذارد ، آنان زير دست حاكمان به خطر بزرگى مى افتند ، و به همين منظور بود كه مكرر پايه‌هاى حكومت را براى پسر عمويش پس از خود استوار مى فرمود تا شايد خون على ( ع ) و فرزندانش محفوظ بماند ، و اگر آنان حاكم بودند ، خون و جانشان محفوظتر از آن بود كه رعيت و زير دست حاكم ديگرى باشند ، ولى قضا و قدر با آن حضرت يار نبود و كار چنان شد كه شد و كار فرزند زادگان او به آنجا كشيد كه خود مى دانى . ابو بكر احمد بن عبد العزيز [ جوهرى ] مى گويد : يعقوب بن شيبة با اسنادى كه آن را به طلحة بن مصرف مى رساند نقل مىكند كه مى گفته است : به هذيل بن شرحبيل گفتم : مردم مى گويند پيامبر ( ص ) وصيت فرمود و على را وصى خود قرار داد ، گفت :
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 229 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى