* فَما وَجَدْنا فِيها غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ »
« 1 »
؟
سپس فرمود : « حضرت لوط » عليه السلام سى سال با قوم خود درنگ كرد ؛ آنها را به خدا فرا مىخواند و از عذاب خدا مىترساند .
آنان قومى بودند خود را از مدفوع و از جنابت نظافت نمىكردند . لوط با ابراهيم پسرخاله بودند و از طرفى همسر ابراهيم عليه السلام ساره خواهر لوط بود ، او و ابراهيم دو پيامبر مرسل بيم دهنده بودند . و لوط مردى با سخاوت و بخشنده بود و مهمانى كه به او وارد مىشد او را گرامى مىداشت و از قوم خودش برحذر مىكرد .
امام عليه السلام فرمود : « همين كه قوم لوط چنين ديدند ، گفتند : ما تو را از همهء مردم منع مىكنيم مبادا از مهمانى پذيرايى كنى ، اگر اين كار را بكنى ما مهمان تو را بىآبرو مىكنيم و تو را نزد او خوار و زبون مىگردانيم ! از اين رو لوط وقتى كه مهمانى بر او وارد مىشد از ترس اينكه مبادا قومش او را رسوا كنند پنهان مىداشت ؛ چون لوط در بين آن مردم قبيلهاى نداشت .
مىفرمايد : « لوط و ابراهيم توقع نزول عذاب را بر قوم لوط نداشتند در صورتى كه ابراهيم و لوط مقام والايى در نزد خدا داشتند . خداى تعالى هرگاه تصميم به عذاب قوم لوط مىگرفت ، دوستى و خلّت ابراهيم و محبّت لوط را در نظر مىگرفت پس رعايت ايشان را مىكرد و عذاب مردم را تأخير مىانداخت » .
هامش
( 1 ) - ذاريات / 36 : ما مؤمنانى كه در شهرها ( ى قوم لوط ) زندگى مىكردند خارج كرديم ولى ( در تمام اين مناطق ) جز يك خانوادهء مسلمان نيافتيم .