تا آنها را به عذابى همگانى بيم دهى ! ابراهيم عليه السلام گفت :
« إِنَّ فِيها لُوطاً قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ »
« 1 »
.
چون خداوند آنها را عذاب كرد ، فرستادگانى نزد ابراهيم عليه السلام فرستاد تا او را به اسحاق مژده دهند و به خاطر هلاكت قوم لوط دلدارى ، و آن است معنى قول خداى تعالى :
« وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ »
« 2 » يعنى گوسالهء پاكيزهء بريان شدهء پخته .
همين كه دستهاى آنها را ديد ، ناشناسى آنها را تحمّل نكرد و دلش نسبت به آنها پر بيم شد
« قالُوا لا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمِ لُوطٍ * وَ امْرَأَتُهُ قائِمَةٌ »
« 3 » منظورشان ساره بود كه ايستاده بود
« فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ
فضحكت » « 4 » يعنى از گفتهء آنها تعجب كرد » . « 5 »
27 - از ابصير به نقل از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام آورده است ، فرمود : « ابراهيم عليه السلام دربارهء قوم لوط مجادله كرد و گفت : در بين آنها لوط است ؟
« قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها »
« 6 » ابراهيم عليه السلام باز هم افزود ، جبرئيل گفت :
« ابراهيم ! از اين سخنان بگذر كه فرمان پروردگارت صادر شده است و
هامش
( 1 ) - عنكبوت / 32 : ( گفت : ) در اين آبادى لوط است ! گفتند : ما به افراد آنجا آگاهتريم ، او و خاندانش را نجات مىدهيم جز همسرش را كه با گنهكاران باقى خواهد ماند .
( 2 ) - هود / 69 : . . . ابراهيم در پاسخ سلام داد ، طولى نكشيد كه گوساله بريانى آورد .
( 3 ) - همان / 70 و 71 : گفتند : نترس ما به سوى قوم لوط فرستاده شدهايم ، در اين هنگام همسرابراهيم ايستاده بود و خنديد .
( 4 ) - همان : پس او را به تولد اسحاق و پس از اسحاق ، يعقوب بشارت داديم .
( 5 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 152 .
( 6 ) - عنكبوت / 32 : گفتند : ما به كسانى كه در آن هستند آگاهتريم .