گفت : بهره زمين از آب ، باز گرد آن را محكم كرده است ، پروردگارا تو آن را نيكو گردان ! » . « 1 »
26 - از ابوحمزهء ثمالى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود :
« خداى تعالى همين كه حكم عذاب قوم لوط را مقدر فرمود : دوست داشت تا ابراهيم عليه السلام را در برابر عذاب قوم لوط به وسيله فرزندى دانا جبران كند و نيز او را بدان وسيله از هلاكت قوم لوط دلدارى دهد ، از اين رو فرستادگانى نزد ابراهيم عليه السلام فرستاد كه به اسماعيل بشارت دهند ، آمدند و شب هنگام بر او وارد شدند ، ابراهيم نگران شد و ترسيد مبادا دزد باشند چون فرستادگان خدا او را نگران و بيمناك يافتند
« قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ »
« 2 »
« إِنَّا مِنْكُمْ وَجِلُونَ ، قالُوا لا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ عَلِيمٍ »
« 3 »
.
امام عليه السلام فرمود : « آن پسر بچهء دانا اسماعيل فرزند هاجر بود .
ابراهيم عليه السلام به فرستادگان خدا گفت :
« أَ بَشَّرْتُمُونِي عَلى أَنْ مَسَّنِيَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ ، قالُوا بَشَّرْناكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُنْ مِنَ الْقانِطِينَ »
« 4 »
.
ابراهيم عليه السلام به فرستادگان خدا گفت ، پس از بشارت چه مأموريتى داريد ؟
« قالُوا إِنَّا أُرْسِلْنا إِلى قَوْمٍ مُجْرِمِينَ »
« 5 » ( قوم لوط )
« إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ »
« 6 »
هامش
( 1 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 151 .
( 2 ) - هود / 69 : فرستادگان ما نزد ابراهيم آمدند در حالى كه حامل بشارتى بودند . هنگامى كه فرستادگان بر او وارد شدند سلام كردند .
( 3 ) - حجر / 53 : ما از شما بيمناكيم ، به او گفتند : ترسان نباش ما تو را به فرزند دانايى بشارت مىدهيم .
( 4 ) - همان / 54 و 55 : گفت : آيا چنين بشارتى به من مىدهيد در حالى كه من پيرم ، آيا راستى مرا به چيزى بشارت مىدهيد ؟ گفتند تو را به حق بشارت داديم از نااميدان مباش !
( 5 ) - حجر / 58 : ما به جانب قومى تبهكار فرستاده شدهايم ( قوم لوط ) .
( 6 ) - زخرف / 54 : البته كه ايشان گروهى تبهكارند .