تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
فرمود : « همين كه نصف شب شد ، لوط با دخترانش شبانه رفت و زنش پشت سر ماند ، به سراغ قوم خود رفت از لوط بدگويى مىكرد و مىگفت كه دخترانش را شبانه برداشت و رفت . چون صبح طلوع كرد از بالاى عرش مرا ندا دادند : اى جبرئيل ! عذاب قوم لوط از جانب خدا حتمى صادر شده است همين امروز به شهر قوم لوط فرود آى ، با آنچه دارد از جا بكن از زير هفت طبقهء زمين تا آسمان آن را بالا ببر و نگهدار تا فرمان خداى جبار برسد سپس واژگونه فرو انداز و تنها خانهء لوط را جهت عبرت كاروان‌ها به عنوان معجزه‌اى روشن واگذار ! پس جبرئيل فرود آمد بر مردم ستمگر آن شهر و با بال راستش به طرف شرق آن شهر و با بال چپش به طرف غرب آن زد و شهر را يا محمّد ! از زير هفت طبقهء زمين - به غير از منزل لوط كه عبرتى براى قافله‌ها باشد - از جا كند ، سپس آن را بين بالهايش به آسمان برد تا جايى آن را نگهداشت كه اهل آسمان صداى آواز خروسها و زوزهء سگهاشان را مىشنيدند . و چون آفتاب سر زد از بالاى عرش ندا رسيد : اى جبرئيل ! شهر را بر سر آن مردم تبهكار وارونه كن ! جبرئيل شهر را بر سر آنها زير و رو كرد به طورى كه پايين آن بالا شد و خداوند سنگهايى را از گل پختهء علامت‌گذارى شده در نزد پروردگار بر آنها باريد و اى محمّد ! چنين عذابى از ستمگران امّت تو زياد دور نيست ! امام عليه السلام فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به وى گفت : اى جبرئيل ! آيا ديدى موقعى كه آن شهر را بر سر آنها واژگونه كردى آن شهر و اهل شهر در كدام سرزمين افتادند ؟
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 498 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى