گرفت كه خدا را بپرستند و چيزى را شريك او ندانند و او را به نماز و امر به معروف و نهى از منكر و حرام و حلال فرمان داد ولى احكام حدود را بر او واجب نساخت و همچنين مواريث را فرض نكرد اين بود شريعت نوح .
نوح عليه السلام در ميان قومش نهصد و پنجاه سال درنگ كرد ، در نهان و آشكار ايشان را دعوت مىكرد ، چون خوددارى و سركشى نمودند عرضه داشت :
« رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ »
« 1 »
خداوند به او وحى كرد :
« أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ »
« 2 » از اين رو نوح عليه السلام عرض كرد :
« وَ لا يَلِدُوا إِلَّا فاجِراً كَفَّاراً »
« 3 »
و به او وحى كرد : « تا كشتى بسازد » « 4 » . « 5 »
20 - همو از ابوعبيدهء حزّاء نقل كرده است كه امام باقر عليه السلام فرمود : « در مسجد كوفه بود كه از تنور آب فواره زد و كشتى ساخته شد و آنجا پايتخت بابل و محل گردآمدن پيامبران است » . « 6 »
21 - محمّدبن مسلم از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود :
« وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ »
« 7 » در لهجهء قبيله طى تنها به نصب الف ( ابْنَ ) به معناى پسر زن
هامش
( 1 ) - قمر / 10 : پروردگارا من شكست خوردهام ياريم كن !
( 2 ) - هود / 36 : به نوح وحى شد : جز افرادى كه از قومت به تو ايمان آوردهاند ديگر كسى ايمان نمىآورد ، از كارهاى آنها غمگين مباش !
( 3 ) - نوح / 27 : نمىزايند جز تبهكار ناسپاس .
( 4 ) - هود / 37 .
( 5 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 144 .
( 6 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 147 .
( 7 ) - هود / 42 : نوح پسرش را ( كه فاصله گرفته بود ) صدا زد .