نامهاى ) از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همراه من است .
فلانى ! آن صندوق يا آن عطردان يا زنبيل را بياور ! آن را مىآورد پس عهدنامهاى از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىخواند ! آن مرد مىگويد : خدا مرا فداى شما كند سرتان را بياوريد تا من ببوسم ! قائم عليه السلام سرش را پايين مىآورد او پيشانى حضرت را مىبوسد ، سپس مىگويد : خدا مرا فداى شما كند دوباره با ما تجديد بيعت كنيد ! پس با ايشان تجديد بيعت مىكند .
امام باقر عليه السلام مىفرمايد : « گويا به ايشان مىنگرم كه سيصد و ده و اندى مرد از نجف كوفه بالا مىروند ، گويى دلهايشان آهن محكم است ، جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از سمت چپ ، ترس با فاصلهء يك ماه پيش روى آنها و يك ماه پشت سر آنها مىرود . خداوند به وسيلهء پنج هزار فرشتهء نشاندار او را يارى مىكند تا وقتى كه به نجف بالا رود به اصحاب خود مىگويد : امشب را به عبادت سركنيد ؛ تمام شب را به حال ركوع و سجده مىباشند در حالى كه به درگاه خدا مىنالند تا صبح شود
بفرمايد : ما را از راه نخيله ببريد و بر كوفه سپاهى آماده است ، گفتم :
سپاه آماده ؟
فرمود : آرى ، به خدا ، تا به مسجد ابراهيم در نخيله مىرسد پس در آنجا دو ركعت نماز مىخواند هر كه در كوفه بود به صورت سپاهى آماده نزد آن حضرت مىآيند . گويم : سپاه آماده ؟
فرمود : آرى به خدا سوگند هر كه در كوفه از مرجئه و ديگران از سپاه سفيانى است سمت آن حضرت مىآيند ، بر ياران خود مىفرمايد : از آنها فاصله بگيريد ! سپس مىگويد : به ايشان حمله كنيد !
امام باقر عليه السلام فرمود : « به خدا سوگند كه از خندق ( اطراف كوفه ) از آنها
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٢٤