39 - « 1 » از ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به اين قول خداى تعالى :
« وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ . . . »
پرسيدند ، امام عليه السلام فرمود :
« ماييم آن اعراف كه خدا را كسى نمىشناسد جز به وسيلهء معرفت ما . و ماييم اعرافى كه وارد بهشت نمىشود مگر كسى كه ما را شناخته و ما او را بشناسيم و وارد آتش دوزخ نمىشود جز كسى كه منكر ما باشد و ما او را نشناسيم و اين بدان جهت است كه خداوند اگر بخواهد خود را به مردم بشناساند او را خواهند شناخت ولى ما را وسيله و راه شناخت خود قرار داده و آن دروازهاى كه از آنجا وارد مىشوند . » . « 2 »
41 - از ابوحمزهء ثمالى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود :
« رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از جبرئيل پرسيد : هلاكت قوم صالح چگونه بوده است ؟ گفت : يا محمّد ! صالح عليه السلام شانزده سال داشت كه به سوى قوم خودش مبعوث شد و در بين آنها تا صد و بيست سالگى ماند ، هر آنچه تبليغ كرد پاسخ مثبتى ندادند .
آنها هفتاد بت داشتند كه به جاى خدا آنها را مىپرستيدند ، همين كه صالح عليه السلام اين وضع آنها را ديد ، گفت : اى قوم ! من شانزده سال داشتم به سوى شما مبعوث شدم و اكنون صد و بيست سالهام دو كار را به شما پيشنهاد مىدهم : اگر خواستيد از من بپرسيد تا از خداى خودم در خواست كنم به سؤال شما پاسخ دهد و اگر نه من بخواهم از خدايان شما بپرسم تا پاسخ سؤال مرا بدهند ، و من در حالى كه شما با من دشمنيد و
هامش
( 1 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 18 . شمارههاى ( 37 و 38 ) به ترتيب تكرار شمارههاى ( 15 و 16 ) بود - م .
( 2 ) - همان : 2 / 19 ، شماره ( 40 ) نيز تكرار شمارهء ( 32 ) بود - م .