شده و من نديدم كه خدايان شما پاسخ مرا بدهند ! از من بخواهيد تا خداى خودم را بخوانم فورى جواب شما را بدهد ! از ايشان هفتاد مرد از سالخوردگان و بزرگانشان و افراد مورد توجهشان با صالح گرد آمدند و گفتند : اى صالح ! ما از تو مىخواهيم صالح گفت : همهء اين مردم شما را قبول دارند ؟ گفتند : آرى ، اگر اينها تو را پذيرفتند ما هم تو را مىپذيريم .
گفتند : اى صالح ! اگر پروردگارت پاسخ تو را داد از تو پيروى مىكنيم و دعوت تو را مىپذيريم و تمام اهل شهر ما از تو پيروى مىكنند .
پس صالح گفت : هر چه خواستيد از من بپرسيد ! گفتند : ما را بالاى اين كوه ببر ! - كوه به آنها نزديك بود - تا آنجا از تو بخواهيم . پس صالح با آنها بالاى كوه رفت و آنها با وى رفتند تا به كوه رسيدند ، گفتند : اى صالح ! از پروردگارت بخواه السّاعه شترى سرخ رنگ ، مايل به زرد ، بىعيب ، تازه زاييده براى ما از اين كوه بيرون آورد ! » . « 1 »
42 - همو به اسناد خود از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود :
« عصاى موسى مال آدم بود به شعيب رسيد پس از او به موسىبن عمران رسيد و آن عصا بزرگ مىشد و آنچه ساحران مىآوردند مىبلعيد و هر چه فرمان داده مىشد انجام مىداد ، دو طرف دهانش باز مىشد يكى در زمين و ديگرى در سقف ، ما بين آنها چهل ذراع مىشد هر چه ساحران مىانداختند همه را با زبانش مىبلعيد ! » . « 2 »
43 - از ابوخالد كابلى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « در كتاب على عليه السلام يافتيم
« إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ
هامش
( 1 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 20 .
( 2 ) - همان : 2 / 24 .