امام عليه السلام فرمود : « دربارهء اصحاب نهروان ( خوارج نهروان ) چه مىگويى ؟ »
نافع مىگويد : با خود گفتم : اگر بگويم : اميرالمؤمنين علىّ عليه السلام به حق آنها را كشت كه به حق بازگشتهام ! و اگر بگويم : آنها را بر باطل كشت كافر شدهام !
راوى مىگويد : نافع از خدمت آن حضرت برگشت در حالى كه مىگفت : خدا بهتر مىداند كه تو به حق و حقيقت داناترين مردمى ! سپس نزد هشامبن عبدالملك آمد ، هشام پرسيد : چه كردى ؟
گفت : مرا از گفتارت بازدار ! به خدا سوگند كه او به حق و راستى داناترين مردم است ، او به حق و حقيقت فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است و جا دارد كه اصحاب وى او را پيامبر خود بدانند ! . « 1 »
7 - از ابوعبيده به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « در كتاب علىّ عليه السلام يافتم كه گروهى از مردم « ايله » از قوم ثمود بودند كه روز شنبه اوّل ماهيها به سراغ آنها رفتند تا در آن باره خداوند اطاعت ايشان را بيازمايد ، روز شنبه در اجتماعشان و جلوى درهاى منزلشان در رودخانهها و جويهاى آبشان مقرّر فرمود ، آنها بدان سو شتافتند و شروع به صيد ماهيها كردند تا زمانى كه خدا خواسته بود به آن حال ماندند ، هيچ كدام از بزرگان و دانشمندانشان آنها را از صيد ماهيها باز نداشتند .
وانگهى شيطان در دل گروهى از آنها انداخت كه شما را در روز شنبه
هامش
( 1 ) - تفسير قمى : 1 / 232 .