عمربن خطاب همراه عبدالملك بود نافع در كنار ركن خانه كعبه چشمش به امام باقر عليه السلام افتاد در حالى كه مردم اطراف او جمع بودند به عبدالملك گفت : يا اميرالمؤمنين [ ! ] اين كيست كه مردم پيرامون او را گرفتهاند ؟
گفت : اين پسر پيامبر مردم كوفه محمّدبن علي بن حسينبن علي بن ابىطالب عليهم السلام است .
نافع گفت : الآن نزد او مىروم ، مسائلى را مىپرسم كه كسى جز پيامبر يا وصىّ پيامبر نتواند جواب دهد .
هشام گفت : برو و از او بپرس شايد او را شرمنده كنى ! نافع آمد به حدى كه به مردم آنجا تكيه داد و رو به امام باقر عليه السلام گفت : اى محمّدبن على ! من تورات ، انجيل ، زبور و قرآن را خواندهام و حلال و حرام آنها را مىدانم ، آمدهام چند مسأله از شما بپرسم كه جز پيامبر يا وصّى پيامبر و يا فرزند پيامبر كسى پاسخ آنها را نمىداند .
امام باقر عليه السلام سرش را بلند كرد و فرمود : « هر چه مىخواهى بپرس ! » نافع گفت : بين عيسى عليه السلام و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم چند سال بود ؟ فرمود : « طبق عقيدهء تو جواب دهم يا مطابق نظر خودم ؟ »
نافع گفت : مطابق هر دو نظريّه بفرماييد ! فرمود : « امّا به نظر من پانصد سال و امّا مطابق نظر تو ششصد سال .
نافع گفت : بفرماييد در اين كلام خدا :
« وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ »
« 1 » چه كسى است كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم از او
هامش
( 1 ) - زخرف / 45 : از رسولانى كه قبل از تو فرستاديم بپرس ، آيا غير از خداوند رحمان ، معبودهايىبراى پرستش آنها قرار داديم ؟ !