به دروازهء شهر كه رسيدند ، ديدند بسته است ، در زدند كسى جواب نداد و هيچ خبرى از آنها نشنيدند ، نردبانى كنار ديوار شهر گذاشتند و مردى از خودشان را بالا فرستادند ، او رفت به شهر اشراف پيدا كرد ، ديد آن مردم ميمونهايى شدهاند صداى ميمون را دارند ، به يارانش گفت : اى قوم به خدا كه امر عجيبى را مىبينم ! گفتند : چه مىبينى ؟ گفت : مىبينم اين قوم ميمون شدهاند و با هم عوعو مىكنند ، گوشهايى دارند ! مردم دروازه شهر را شكستند .
امام عليه السلام فرمود : « ميمونها كسان خودشان را از بين آدمها شناختند ولى انسانها فاميلهاى خودشان از ميمونها را نشناختند . آن افراد به ميمونها گفتند : آيا ما شما را نهى نكرديم ؟ !
على عليه السلام ( در آن كتاب ) فرموده است : به خدايى كه دانه را شكافت و هسته را آفريد ، من كسان آنها را از اين امّت مىشناسم ، آنها نه حقيقت را منكر بودند و نه دگرگون مىساختند بلكه آنچه را كه از طرف خدا مأمور بودند واگذاردند و در نتيجه پراكنده شدند و از حق منحرف گشتند . » . « 1 »
8 - در روايت ابوالجارود به نقل از امام باقر عليه السلام دربارهء آيه :
« الَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ »
آورده است ، فرمود : « دربارهء آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و پيروانشان نازل شده است و امّا قول خداى تعالى :
« وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ »
« 2 » ، آنان در بين امّت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم به اهل كتاب ( يهود و نصارا ) بدترين عذاب را مىكنند و از
هامش
( 1 ) - تفسير قمى : 1 / 144 .
( 2 ) - اعراف / 167 : زمانى كه پروردگار تو اعلام داشت كه بر اين جمعيت گنهكار عدهاى را مسلّطمىكند كه تا روز قيامت آنها را در بدترين عذاب قرار دهند .