زيرا در نبوّت او طوفان و غرق شدن اتفّاق مىافتد و هر كه در كشتى او سوار شود نجات يابد و هر كس تخلّف كند غرق شود . پس قينان به وصيت هبةاللَّه در بين برادران و فرزندان پدرش به طاعت خدا قيام كرد و چون قينان در آستانهء مرگ قرار گرفت به پسرش مهلائيل وصيت كرد و صندوق را با آنچه در داخل آن بود و وصيّت نامه را به او داد . مهلائيل به وصيّت قينان قيام كرد و به روش او رفتار نمود و چون هنگام وفاتش رسيد به پسرش يرد وصيت كرد و صندوق را با آنچه داخل آن بود و وصيتنامهاش را به او تسليم كرد و پيشنهاد لازم را در نبوّت نوح به وى كرد .
چون وفات يرد فرا رسيد به پسرش اخنوخ يعنى همان ادريس وصيت كرد و آن صندوق را با تمام آنچه در آن بود با وصيّت نامه به او تسليم نمود .
اخنوخ به وصيّت يرد قيام كرد و چون اجلش نزديك شد خداوند به او وحى كرد : من تو را به آسمان بالا مىبرم و روحت را در آسمان قبض مىكنم بنابراين به پسرت خرقاسيل وصيت كن ! خرقاسيل به وصيت اخنوخ قيام كرد و چون در آستانهء مرگ قرار گرفت به پسرش نوح عليه السلام وصيت كرد و آن صندوق را با تمام آنچه داخل آن بود به وى تسليم كرد .
صندوق همچنان در دست نوح عليه السلام بود تا اين كه آن را با خود داخل كشتى خود برد و چون نوح عليه السلام در آستانه مرگ قرار گرفت ، به پسرش سام وصيت كرد و آن صندوق را با تمام آنچه داخل آن بود و وصيت نامهاش را به وى تسليم كرد » .
حبيب سجستانى مىگويد : سپس حديث امام باقر عليه السلام در اينجا گسسته
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 345
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٤٥