عَلَيْهِمَا »
« 1 » يكى از آن دو مرد يوشعبن نون و ديگرى كالببن يافنا بود .
فرمود : آنها عموزادگان موسى بودند ، گفتند :
« ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ
. . .
إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ » .
« 2 » به اين ترتيب چهل هزار نفر نافرمانى كردند و تنها هارون و پسرانش و يوشعبن نون و كالب بن يوفنا سر به فرمان نهادند . از اين رو آن جمعيّت را تبهكاران ناميد . فرمود :
« فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ » .
« 3 »
در نتيجه چهل سال به خاطر نافرمانيشان سرگردان بودند ! و چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رحلت كرد درست ماجراى قوم بنى اسرائيل شد كسى جز على ، حسن ، حسين ، سلمان ، مقداد و ابوذر سر به فرمان خدا نبودند ، ( حدود ) چهل سال ( شايد از هجرت يا جلوتر ) را همچنان ماندند تا اين كه على عليه السلام با مخالفان خود به جنگ پرداخت . » . « 4 »
48 - از داوود رقىّ نقل كرده ، مىگويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « پدرم ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام مىگفت : سرزمين خوبى است شام ولى مردمش بد است و بد سرزمينى است مصر ! بدان كه خشم خدا بر آن قطعى است و ورود بنى اسرائيل به مصر جز به خاطر خشم الهى و
هامش
( 1 ) - مائده / 21 - 22 : گفتند : اى موسى ! در آن سرزمين گروهى ستمگر هستند تا آنها بيرون نروند ما هرگز وارد نمىشويم ، آنها بيرون شدند ما وارد مىشويم ، دو مرد باايمان كه خدا ترس بودند ، خدا هم به آنها احسان كرده بود . . .
( 2 ) - مائده / 23 : از دروازهء شهر وارد شويد . هنگامى كه وارد شديد پيروز خواهيد شد . . . شما برويد باعمالقه بجنگيد هنگامى كه پيروز شديد ما را خبر كنيد ما در اينجا نشستهايم .
( 3 ) - همان / 26 : هيچ گاه دربارهء فاسقان از اين سرنوشت غمگين مباش !
( 4 ) - تفسير عياشى : 1 / 303 .