تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
نيايد . چون مريم متولد شد :
« قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ »
« 1 » پس پيامبران در قرعهء مربوط به او شركت كردند و قرعه به نام زكرّيا عليه السلام افتاد كه همسر خواهر وى و كفيل او بود و او را وارد مسجد كرد . چون زنان به حد عادت ماهيانه برسند و او كه زيباترين زنان بود ، نماز كه مىخواند محراب از نور او روشن مىشد ، پس زكريا وارد شد ، ديد كه كنار او ميوه‌هاى زمستانى در تابستان و ميوهء تابستانى در زمستان موجود است و گفت :
« أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ »
« 2 » آنجا بود كه زكريا از پروردگارش خواست و گفت :
« إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي »
« 3 » تا آنجا كه خداوند از داستان زكرّيا و يحيى نقل كرده است . » . « 4 » 50 - از جابر نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « خداوند به عمران وحى كرد : به تو پسرى خواهم داد كه به اذن خدا كر و لال و پيس را شفا مىدهد و مردگان را زنده مىكند و پيام رسان به بنى اسرائيل باشد . فرمود : « عمران به خاطر اشتياقى كه داشت ماجرا را به همسرش گفت
هامش
( 1 ) - آل عمران / 36 : گفت : پروردگارا من او را دختر آوردم ، و خدا از آنچه او به دنيا آورده بود ، آگاه‌تر بود و دختر و پسر يكسان نيستند ، من او را مريم نام نهادم و او و فرزندانش را ( از وسوسه‌هاى ) شيطان رجيم در پناه خودت قرار مىدهم . ( 2 ) - آل عمران / 37 : به او گفت : اين غذا را از كجا آوردى ؟ مريم جواب داد : اين از طرف خداست . ( 3 ) - مريم / 5 : پروردگارا من از بستگانم پس از خودم بيمناكم . ( 4 ) - تفسير عياشى : 1 / 170 .