پس به من فرمود : « آگاهى فرشتگان وقتى كه گفتند :
« أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ »
« 1 » از چه نوع بود . » . « 2 »
32 - از عطاء به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) از پدر بزرگوارش از قول پدرانش از علىّ عليهم السلام آورده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « توقّف آدم و حوا در بهشت به اندازهء هفت ساعت از روزهاى دنيا بود كه از آن درخت خوردند و خداوند ايشان را همان روز به زمين فرود آورد . فرمود : پس آدم با پروردگارش گفتگو كرد و گفت : پروردگارا ! آيا پيش از آفرينش من مىدانستى كه من اين گناه را مىتوانم انجام دهم و آنچه سرانجام كار من است و من چنان مىشوم يا اين كه اين كارى است پيش از آن كه تو به من قدرت آن را دهى بدبختى من بر من غالب شده ، انجام دادم بنابراين كارى است از من نه از تو و نه از فعل تو .
خداوند فرمود : اى آدم ! من تو را آفريدم و آموختم ، من تو را و همسرت را در بهشت جا دادم و با لطف من و آنچه از نيروى خودم به اعضا و جوارحت نيرو دادم در برابر به انجام معصيتم اقدام كردى در حالى كه از چشم من دور نبودى و كار تو و آنچه را كه انجام دادى دور از علم و آگاهى من نبود . آدم گفت : پروردگارا ! حق با تو است و من محكومم ، عرضه داشت : موقعى كه تو مرا آفريدى و به صورت آدمى درآوردى و از روح خود بر من دميدى . . . « 3 » فرشتگانم را به سجدهء تو واداشتم و نام تو را در آسمانهايم بلند كردم و كرامتم را بىمقدمه به تو
هامش
( 1 ) - بقره / 30 : ( فرشتگان گفتند : ) آيا در زمين كسى را قرار مىدهى فساد كند و خونها بريزد !
( 2 ) - تفسير عياشى : 1 / 32 .
( 3 ) - ظاهراً از اينجا كلماتى افتاده است ؛ پس از سخنان آدم خطاب از درگاه الهى به او مىرسد - م .