مرا برترى دادند . » . « 1 »
30 - از محمدبن قيس روايت كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه نقل مىكرد : « حىّ و ابوياسر پسران اخطب و گروهى از يهود و اهل خيبر خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمدند ، گفتند : مگر ضمن آنچه به شما نازل شده است ، در گفتههاى خود نگفتهايد :
« الم »
فرمود : چرا . گفتند : آن را جبرئيل از نزد خدا بر شما نازل كرد ؟ فرمود : آرى . گفتند : پيامبرانى پيش از تو مبعوث شدهاند ما هيچ پيامبرى را سراغ نداريم كه از مدت حكومتش و عمر امّتش خبر دهد غير از شما . پس حىّ رو به ياران خود كرد و گفت : الف / ا و لام / 30 و ميم / 40 است مجموع هفتاد و يك مىشود و تعجّب كرد از كسانى كه وارد دينى مىشوند كه مدت حكومتش و عمر امّتش هفتاد و يك سال است !
فرمود : « سپس رو به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كرد و گفت : يا محمد ! آيا جز اين
« الم »
چيز ديگرى هم هست ؟ فرمود : آرى . گفت : پس بگوييد ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود :
« المص »
گفت : اين سنگينتر و طولانىتر است ! الف / 1 و لام / 30 مىشود . » . « 2 »
31 - به اسناد خود از زراره نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم ، فرمود : « چه چيز از احاديث و اخبار شيعه را دارى ؟ » گفتم : نزد من چيزهاى زيادى از آنها هست ، تصميم دارم كه آتشى براى آنها برافروزم و آنها را بسوزانم . فرمود : « آتش را برفروز ؛ زيرا آنچه را كه قبول ندارى فراموش مىكنى ولى به دل آدميان مىافتد ! » .
هامش
( 1 ) - تفسير عيّاشى : 1 / 25 .
( 2 ) - همان : 1 / 26 .