گفتند : ما تصور نمىكنيم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ما را خواسته باشد ! گفتند :
آرى ، بلكه فرمود : خليل يا حبيب مرا فرا خوانيد ! ما اميدوار شديم كه شما آن دو تن باشيد ! پس از آن اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سينهاش را به سينه او چسباند و به گوش او اشاره كرد و هزار حديث به او فرمود كه هر حديث هزار باب بود . » . « 1 »
71 - نعمانى از ابوالجارود نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام پرسيدم : وقتى كه امام قائم ( هر زمان ) از اهل بيت درگذرد ، به چه وسيله امام پس از او شناخته مىشود ؟ فرمود : « به وسيله هدايت و راهنمايى و اعتراف آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم به فضل و برترى او و اين كه راجع به چيزى از او نپرسند مگر پاسخ دهد . » . « 2 »
72 - شيخ مفيد ، از عبداللَّهبن بكير هجرى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است كه فرمود : « علىّبن ابىطالب عليه السلام براى محمّد صلى الله عليه و آله و سلم هبةاللَّه بود ، علم اوصياء و تمام كسانى را كه پيش از او از پيامبران و سفيران الهى بودند به ارث برده بود . » . « 3 »
73 - از محمّدبن مسلم نقل كرده است . . . « 4 »
76 - از سماعةبن مهران با يك واسطه از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، مىگويد : قصد داشتيم به خدمت آن حضرت برسيم ، همين كه به بيرونى
هامش
( 1 ) - خصال : ص 651 .
( 2 ) - غيبت نعمانى : ص 242 .
( 3 ) - اختصاص : ص 279 .
( 4 ) - همان : ص 280 . اين حديث و دو حديث بعدى عيناً در صفحات قبل ( به شمارهء 27 و 29 و 33 ) نقل شد - م .