69 - از جابربن يزيد جعفى نقل كرده است كه ابوجعفر محمّدبن علىّ الباقر عليهما السلام فرمود : « مردى نزد على عليه السلام آمد در حالى كه او روى منبر بود ، عرض كرد : يا اميرالمؤمنين ! اجازه مىفرماييد تا آنچه را از عمّاربن ياسر شنيدهام كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت مىكرد بگويم ؟ اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : از خدا بترس و از قول عمّار چيزى را نگو مگر آنچه را كه او گفته است ! - تا سه مرتبه اين سخن را تكرار فرمود - سپس به او گفت : سخن بگو ! آن مرد گفت : من از عمّار شنيدم كه مىگفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شنيدهام كه مىفرمود : من بر اساس تنزيل مىجنگم و على عليه السلام بر پايهء تأويل .
على عليه السلام با شنيدن سخن وى ، فرمود : به پروردگار كعبه كه عمّار راست گفته است ! به راستى كه اين تأويل به نزد من در هزار كلمه است كه هر كلمهاى هزار كلمه در پى دارد . » . « 1 »
70 - از بكربن حبيب به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، مىفرمايد :
« رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در آن بيمارى كه به درگذشت او انجاميد فرمود : خليل مرا فرا خوانيد ، عايشه و حفصه به دنبال پدرشان فرستادند ، همين كه آنها آمدند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سر و صورتش را پوشاند پس آنها برگشتند .
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سرش را باز كرد ، سپس گفت : خليل مرا بخوانيد ! باز حفصه دنبال پدرش و عايشه به دنبال پدر خويش فرستاد ، همين كه آمدند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم صورتش را پوشاند ، پس آن دو برگشتند و
هامش
( 1 ) - همان .