منزل رسيديم ، صداى قرائت به زبان سريانى با صداى خوش را شنيديم كه قرائت مىكرد و مىگريست به طورى كه بعضى از ما را به گريه درآورد . « 1 »
77 - از موسىبن اكيل نميرى نقل كرده ، مىگويد : درِ منزل امام باقر عليه السلام آمديم تا اجازه ورود بطلبيم صداى قرائتى به زبان عبرى شنيديم ، با شنيدن صدا همه به گريه درآمديم ، گمان كرديم كه دنبال كسى از اهل كتاب فرستاده و او آمده و قرائت مىكند ! ولى پس از ورود كسى را در نزد او نديديم ، عرض كرديم : خداوند امر شما را اصلاح كند ! ما صدايى به زبان عبرى شنيديم گمان كرديم كه شما مردى از اهل كتاب را خواستهايد و او را وادار به قرائت كردهايد فرمود : « نه ، بلكه من خود مناجات ايليا را ذكر كردم و از آن جهت گريستم . » .
پرسيديم مناجات او چه بود ؟ امام عليه السلام شروع كرد به گفتن ، فرمود : او چنين مىگفت :
« پروردگارا ! آيا با وجود قيام طولانيم براى تو و عبادتم تو را باز هم عذابم مىكنى ؟ و پس از نماز خواندنم براى تو آيا مرا عقوبت خواهى كرد ؟ » . همچنان اعمال خود را مىشمرد كه خداوند به او وحى كرد : به يقين من تو را عذاب نمىكنم . عرض كرد : پروردگارا ! چه چيز مانع است تو را كه بگويى :
نه ، پس از آرى گفتنت در حالى كه من بندهء تو و در اختيار تو هستم ؟
پس خداوند به او وحى كرد : وقتى كه من چيزى را گفتم به گفتهام وفا
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 291 .