او همدم است ! » . « 1 »
سعد اسكاف
1 - كشى از محمّدبن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : به امام باقر عليه السلام گفتم : من مىنشينم و نقل خبر مىكنم و حق شما و فضيلت شما را بازگو مىنمايم ! فرمود : « من دوست داشتم كه بر سر هر سى ذراع يك قصّه گويى مانند تو مىبود ! » . « 2 »
عكرمه
1 - برقى از بكّاربن ابى بكر حضرمى نقل كرده است ، مىگويد : به امام باقر عليه السلام گفتند : عكرمه آزاد شدهء ابن عباس در آستانهء وفات قرار دارد ! امام عليه السلام فرمود : « او درگذشت . » سپس فرمود : « اگر من او را درك مىكردم كلامى مىآموختم كه طعم آتش را نچشد ! » پس كسى وارد شد و گفت : او مرد .
پدرم به امام عليه السلام گفت : پس آن كلام را به ما بياموزيد ! فرمود : « به خدا سوگند كه آن كلام جز اين امر ( ولايت اهل بيت ) كه شما برآنيد ، چيز ديگرى نيست » . « 3 »
2 - طوسى از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام بوديم و حمران نيز در نزد آن حضرت بود ، ناگهان غلام آن حضرت
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 186 .
( 2 ) - همان : ص 187 .
( 3 ) - محاسن : ص 149 .