را كشت ، و كرد آنچه كرد . « 1 »
علباء اسدى
1 - كشى از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : به هنگام مرگ علباء اسدى در كنار او بودم ، به من گفت : ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام براى من بهشت را ضمانت كرده است ، به آن حضرت بگو ! ابوبصير مىگويد :
خدمت امام باقر عليه السلام رفتم ، پرسيد : موقع مرگ علباء حاضر بودى ؟ گفتم :
آرى ، بفرماييد ! آيا شما براى او بهشت را ضمانت كرديد ؟ او از من خواست تا به شما تذكّر دهم ! امام عليه السلام فرمود : « راست گفته است ! » من با شنيدن سخن امام عليه السلام گريستم . سپس گفتم : فدايت شوم ! آيا من بزرگسالتر و نابيناى بينا نيستم ؟ براى من بهشت را ضمانت كنيد ؟
فرمود : « كردهام » مىگويد : عرض كردم : به حق پدرانت - يكى يكى آنها را نام بردم - برايم بهشت را ضمانت فرماييد ! فرمود : « ضمانت كردم » :
مىگويد : گفتم ؛ به حق خدا آن را برايم ضمانت كنيد ! فرمود : « ضمانت كردم . » . « 2 »
عقبةبن بشير
1 - كشى از جابربن عقبةبن بشير اسدى نقل كرده است ، مىگويد :
خدمت امام باقر عليه السلام رفتم و گفتم : من از لحاظ قوم خودم از جمعيت انبوهى برخوردارم و قوم من سرپرستى داشتند كه از دنيا رفته است و
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 67 .
( 2 ) - رجال كشى : ص 175 .