تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
« حديثى از قول بنى اسرائيل نقل كرده‌اند و اشكالى ندارد ! » عرض كردم : فدايت شوم ! به خدا سوگند كه در احاديث شيعه چيزهاى عجيب‌تر از احاديث ايشان است ! فرمود : « زراره ! كدام حديث شيعه عجيب‌تر است ؟ » زراره مىگويد : فراموش كردم و مقدارى توقف كردم و چيزى نگفتم ! فرمود : « شايد منظورت راجع به غيبت بود ؟ » گفتم : آرى . فرمود : « آن را باور كن كه حق است . » . « 1 » 4 - از ابوخالد اخرس نقل كرده است ، مىگويد : حمران‌بن اعين به امام باقر عليه السلام عرض كرد : فدايت شوم ! من سوگند ياد كرده‌ام كه در مدينه بمانم تا بدانم من چه كاره‌ام ! مىگويد : امام باقر عليه السلام با شنيدن سخن من ، فرمود : « حمران ! منظور تو چيست ؟ حمران گفت : منظورم اين است كه بفرماييد : من چه وضعى دارم ؟ فرمود : « تو در دنيا و آخرت شيعهء ما هستى . » . « 2 » 5 - از زراره نقل كرده است ، مىگويد : من هنوز نوجوانى بدون ريش و سبيل بودم وارد مدينه شدم ، و به خيمهء امام باقر عليه السلام در منى رفتم ديدم گروهى داخل خيمه نشسته‌اند و در صدر مجلس هيچ كس نيست و ديدم مردى در گوشه‌اى نشسته است ، حجامت مىكند و به نظرم رسيد كه او امام باقر عليه السلام است به طرف او رفتم سلام دادم پس جواب سلام مرا داد و در مقابل آن حضرت نشستم در حالى كه حجامت‌گر پشت سر او بود . فرمود : « آيا تو از فرزندان اعين هستى ؟ » عرض كردم : آرى ، من زرارةبن اعين هستم . فرمود : « من از روى شباهت تو را شناختم ، آيا حمران هم به
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 140 . ( 2 ) - همان : ص 158 .
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 322 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى