تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
امام علىّبن حسين عليهما السلام شتافت ، و چون اجازهء ورود خواست ، به امام عليه السلام عرض شد كه ابوخالد آمده است ، اجازهء ورود داد ، همين كه وارد شد و نزديك آن حضرت رسيد ، فرمود : كُنگر ! خوش آمدى ، تو هيچ وقت به ديدن ما نمىآمدى چه شده است ؟ ابوخالد با تواضع و احترام از شنيدن سخن امام علىّبن حسين عليهما السلام سجدهء شكرى به جا آورد و گفت : سپاس خدا را كه مرا از دنيا نبرد تا وقتى كه امامم را شناختم . امام عليه السلام فرمود : ابوخالد چگونه امامت را شناختى ؟ عرض كرد : مولاى من ! شما مرا به نامى خوانديد كه مادرم مرا به آن نام « كُنگر » ناميده بود ، در حالى كه من خود آن را فراموش كرده بودم ، من مدّتى از عمرم را در خدمت محمّدبن حنفيّه گذراندم و ترديدى نداشتم كه او امام است ، تا اين كه در اين نزديكىها او را به حرمت خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام سوگند دادم و مرا راهنمايى كرد و گفت : امام من و تو و همهء مردم علىّبن حسين عليهما السلام است ، سپس اجازه داد و آمدم ، نزديك شما كه رسيدم مرا به نامى خوانديد كه مادرم مرا به آن نام ناميده بود ، دانستم كه شما هستيد آن امامى كه خداوند اطاعت او را بر هر مسلمانى واجب كرده است . » . « 1 »
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 111 و 112 . دو حديث بعدى به ترتيب از رجال كشى ( ص 112 و 113 ) و بحارالأنوار ( 45 / 348 ) را قبلًا در بخش فضائل اهل بيت به شمارهء ( 14 ) و همين جا به شمارهء ( 1 ) نقل كرديم با اين تفاوت كه آخر حديث آمده است : ابوخالد برگشت و تا آخر به امامت زين العابدين عليه السلام قائل بود - م .