بودند كه ايشان را در بهشت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىبيند ، با اينكه ايشان را در دنيا نديد : اويس قرنى ، زيدبن صوحان عبدى و جندب الخير ازدى - رحمت خدا بر ايشان باد ! - » . « 1 »
سفيانبن ابى ليلى
1 - شيخ مفيد از ابوحمزهء ثمالى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « مردى از اصحاب امام حسن عليه السلام به نام سفيانبن ابى ليلى سوار بر شترش آمد و بر امام حسن عليه السلام وارد شد در حالى كه او در بيرونى منزلش تنها بود ، گفت : سلام بر تو اى كسى كه مؤمنان را خوار كردى ! امام حسن عليه السلام فرمود : « فرود آى و عجله نكن ! او پياده شد ، زانوى شترش را داخل منزل بست سپس حركت كرد تا به آن حضرت رسيد ، امام حسن عليه السلام رو به او كرد و فرمود : چه گفتى ؟ عرض كرد : گفتم : سلام بر تو اى كسى كه مؤمنان را خوار كردى ؟
امام عليه السلام فرمود : از كجا دانستى كه من خوار كردم ؟ گفت : روى امر اين امّت فكر كردم پس از آن كه تو بر عهده گرفتى ، آن را از گردن خودت برداشتى و به اين طاغوت ( معاويةبن ابىسفيان ) سپردى تا به غير آنچه خداوند در قرآن نازل كرده است حكم كند !
امام حسن عليه السلام فرمود : اكنون مىگويم كه چرا اين كار را كردم ؛ من از پدرم شنيدم كه مىگفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : هرگز شبها و روزها سپرى نخواهد شد تا اين كه زمام امور امّت مرا مردى گلوگشاد پر
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 81 .