تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
روح تو را به ارواح ديگر معرفى كرد ، بنابراين كسى نمىگويد تو را دوست دارم مگر اين كه تو را بشناسد و نمىگويد : تو را دشمن مىدارم مگر بشناسد ! گفت : برخيز نوبت سوم با من كشتى بگير ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : بسيار خوب پس كشتى گرفتند و دست به گريبان او شد سپس با او درآويخت و او را به زمين زد . او گفت : مرا نشكن و از روى سينه‌ام بلند شو تا تو را بشارتى دهم ! اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : آرى بيزارم از تو و تو را لعنت مىكنم . گفت : پسر ابوطالب ! به خدا سوگند كه كسى تو را بد نگويد مگر اين كه من با پدرش در رحم مادر وى و دنيا آمدنش و اولاد و اموالش شريكم ، مگر كتاب خدا را نخوانده‌اى :
« وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ »
« 1 »
.
« 2 » 80 - از محمّدبن مسلم به نقل از امام باقر عليه السلام از قول جابر آورده است ، مىگويد : « خورشيد هفت بار با علىّبن ابى طالب عليه السلام سخن گفت : بار اول گفت : يا امام المسلمين مرا در درگاه پروردگارم شفاعت كن كه مبادا عذابم كند . بار دوم گفت : دشمنان تو را مىسوزانم چرا كه من آنها را از سيمايشان مىشناسم . بار سوم در بابل كه نماز عصر او فوت مىشد ، با خورشيد سخن گفت ، فرمود : به جاى خودت بازگرد ! خورشيد قبول كرد . و بار چهارم فرمود : اى خورشيد ! آيا از من خطايى سراغ دارى ؟ جواب داد : به عزت پروردگارم سوگند كه اگر خداوند مخلوقى چون تو را آفريده بود ، آتش دوزخ را نمىآفريد . نوبت پنجم موقعى بود كه مردم در
هامش
( 1 ) - اسراء / 64 : در ثروت و فرزندانشان شركت بجوى ! ( 2 ) - مناقب : 2 / 411 .
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 227 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى