تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
داشت و به او گفت : او را از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ صدا نزن ! بلكه از او رد شو سپس از روبرو بيا و به او بگو : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به تو چنين و چنان گفت . » . « 1 » 5 - صفار از بكربن حبيب به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، مىفرمايد : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : حبيبِ مرا برايم فرا خوانيد ! عايشه و حفصه دنبال پدرشان فرستادند ، وقتى كه آمدند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سر و صورتش را پوشاند . آنها برگشتند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سر و صورتش را گشود ، فرمود : حبيبِ مرا فراخوانيد ! باز عايشه و حفصه هر كدام به دنبال پدر خودشان فرستادند . هر كدام كه آمدند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سر و صورتش را پوشاند ، رفتند و گفتند : ما تصوّر نمىكنيم كه مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ما باشيم ! عايشه و حفصه گفتند : آرى ! او گفت : حبيب مرا بخواهيد ! ما اميدوار شديم كه منظور شما باشيد ! پس علىّبن ابى طالب عليه السلام آمد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را به سينهء خود چسباند و به گوش او اشاره كرد و هزار حديث به او فرمود كه از هر حديث هزار در گشوده مىشد ! » . « 2 » 6 - از جابر به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « در آن ميان كه اميرالمؤمنين عليه السلام داخل مسجد كوفه بود ناگهان زنى آمد ادّعا داشت كه شوهرش در حق او ستم كرده است . على عليه السلام به نفع شوهر و به ضرر آن زن داورى كرد ، زن از داورى آن حضرت برآشفته شد و گفت : به خدا سوگند كه به حق داورى نكردى و داوريهاى تو يكسان نيست و بين رعيت به عدالت رفتار نمىكنى و قضاوت تو در پيشگاه خدا پسنديده
هامش
( 1 ) - قرب الاسناد : ص 57 . ( 2 ) - بصائرالدّرجات : ص 314 .