سپاهش را آماده مىكند تا با قائم عليه السلام روبرو شود ! پس خروج مىكند و مىگويد : به سمت عموزادهام حركت كنيد !
پس سفيانى بر آن حضرت خروج مىكند و قائم عليه السلام با وى سخن مىگويد ، و در نتيجه سفيانى مىآيد و با آن حضرت بيعت مىكند سپس به جانب اصحاب خود باز مىگردد ، به او مىگويند : چه كردى ؟ مىگويد :
من اسلام آوردم و بيعت كردم . اصحابش مىگويند : خدا رأى تو را زشت گرداند ! تو خود خليفه و ديگران تابع تو بودند اكنون تو تابع شدى ! با او مقابله مىكنند و پيكار مىنمايند سپس آن شب را به سر مىبرند پس از آن بامدادان به جنگ قائم عليه السلام مىپردازند و آن روز را با آن حضرت مىجنگند .
آن گاه خداى تعالى به قائم عليه السلام و يارانش قوّت بازو مىدهد و از آنها حمايت مىكند پس آنها را مىكشند ، به طورى كه همه را نابود مىسازند ، تا آنجا كه مردى داخل درختى و ميان خانهاى پنهان مىشود ! آن درخت مىگويد : اى مرد با ايمان ! اين مرد كافر است او را بكش ! و او را مىكشد . » .
فرمود : « پس درندگان و پرندگان از گوشت آنها سير مىشوند ، و قائم عليه السلام تا وقتى كه بخواهد آنجا مىماند .
مىفرمايد : « سپس قائم عليه السلام در آنجا سه پرچم فراهم مىكند ؛ پرچمى به جانب قسطنطنيه كه خداوند برايش فتح مىنمايد ، و پرچمى به جانب چين كه خداوند پيروز مىنمايد و پرچمى به سوى كوههاى ديلم كه خداوند
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٦٤