با وجود اين كه اين تبهكار چون خروج كند شما يك يا دو ماه پس از خروج او درنگ مىكنيد در حالى كه هيچ باكى بر شما نيست تا اين كه عدهء زيادى جز شما را مىكشد » . پس يكى از اصحاب آن حضرت گفت : ما در صورتى كه چنين شود زن و فرزندمان را چه كنيم ؟
فرمود : « مردان شما خود را از او پنهان مىدارند زيرا كه كينه و عداوت او تنها در برابر شيعيان ماست و اما زنان را باكى نيست ان شاءاللَّه تعالى » .
گفتند : مردان به كجا روند و از دست او فرار كنند ؟ فرمود : « هر كه از آنها خواست بيرون رود ، به مدينه يا مكه و يا يكى از شهرها برود » .
سپس فرمود : « در مدينه چه مىكنيد ؟ چون سپاه آن تبهكار آهنگ آنجا را مىكند ، بلكه بر شما باد رفتن به مكه ! كه آنجا محل اجتماع شماست . و تنها نشانهء او مدت باردارى زن ؛ نه ماه تمام است و اگر خدا بخواهد از آن تجاوز نمىكند » . « 1 »
2 - از عبدالملك بن اعين نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام بودم صحبت از قائم عليه السلام به ميان آمد ، عرض كردم : اميدوارم زود باشد و سفيانى نيايد !
فرمود : « نه به خدا سوگند كه آمدن او حتمى و ناگزير است . » . « 2 »
3 - از حمران بن اعين نقل كرده است مىگويد : امام باقر عليه السلام دربارهء قول خداى تعالى :
« ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ »
« 3 » فرمود : « به راستى كه
هامش
( 1 ) - غيبت نعمانى : ص 300 .
( 2 ) - همان : ص 301 .
( 3 ) - انعام / 2 : پس از آن مدتى را مقرّر ساخت كه در آن مدّت انسان پرورش يابد ولى اجل مسمىَّ نزدخداست .