والبيه گذشت كه شيعه نقل كرده است ، روايت شعيب عقرقوفى از ابوعروه است ، مىگويد : با ابوبصير وارد منزل ابوجعفر عليه السلام يا ابوعبداللَّه عليه السلام شديم ، به من گفت : آيا نزديك سقف خانه روزنهاى مىبينى ؟
گفتم : آرى ، پرسيدم : ( تو كه نابينايى ) از كجا دانستى ؟ گفت : ابوجعفر ( چشم مرا بينا كرد ) و آن را به من نشان داد . « 1 »
4 - همو از عبداللَّهبن ابى يعفور نقل كرده ، مىگويد : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود : « روزى پدرم به من گفت : تنها از عمر من پنج سال باقى مانده است ، من حساب آن را داشتم ديدم نه زياد شد و نه كم ! » . « 2 » .
5 - عمادالدّين طوسى از عيسىبن عبدالرّحمان به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد :
ابن عكاشةبن محصن اسدى خدمت ابوجعفر عليه السلام رسيد در حالى كه امام صادق عليه السلام در محضر او ايستاده بود ، به ابوجعفر عليه السلام عرض كرد :
چرا براى ابوعبداللَّه ( امام صادق ) عليه السلام كه وقت ازدواجش رسيده ، همسرى انتخاب نمىكنيد ؟
در مقابل امام باقر عليه السلام كيسهء پول مهر شدهاى بود ، فرمود : به زودى بردهفروشى از مردم بربر مىآيد و در كاروانسراى ميمون نزول مىكند ، از او كنيزى را با همين كيسهء پول براى او خريدارى مىكنم » مىگويد :
فاصلهاى شد ، يك روز خدمت آن حضرت رسيدم ، فرمود : « مايلى ماجراى آن برده فروش را كه به تو گفتم ، برايت نقل كنم ؟ او آمده است ، بنابراين برويد و با اين مبلغ كنيزى را از او بخريد ! »
هامش
( 1 ) - اعلام الورى : ص 262 .
( 2 ) - همان .