تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بازخواست شوى ، يا مىخواهى به حال نابينايى برگردى و يكسره به بهشت روى ؟ » . گفتم : به حالى كه بودم بر مىگردم ، دستى به چشمم كشيد به حال اول برگشتم ، پس اين جريان را به ابن عمير گفتم ، گفت : من گواهى مىدهم كه اين سخن درستى است چنان كه اين روز روشن و درست است . « 1 » 2 - همو از محمّدبن مسلم به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است ، مىگويد : روزى خدمت امام باقر عليه السلام بودم ، ناگهان يك جفت ورشان ( نوعى كبوتر چاهى ) روى ديوار نشستند ، و شروع به آواز مخصوص كبوتران كردند . امام عليه السلام ساعتى به كلام آنها پاسخ داد تا اين كه برخاستند ؛ همين كه روى ديوار پريدند ، كبوتر نر ساعتى اطراف كبوتر ماده گشت سپس هر دو پرواز كردند . عرض كردم : فدايت شوم ! داستان اين پرنده چه بود ؟ فرمود : « پسر مسلم ! خداوند هر چه را از پرنده و جاندار و ديگر موجودات جاندار آفريده است آنها سخن ما را از آدميزاد شنواتر و نسبت به ما فرمان بردارترند . اين كبوتر نر به مادهء خود بدگمان شده بود و ماده سوگند خورده بود كه مرتكب كارى نشده است و سرانجام گفته بود ؛ آيا به حكم محمّدبن على رضايت دارى ؟ به حكم من هر دو رضايت دادند ، اين بود كه من به اين كبوتر نر گفتم : تو ستمكارى ، و در نتيجه او حرف مادهء خود را تصديق كرد . » « 2 » . 3 - طبرسى مىگويد : از جمله دلايل آن حضرت جز آنچه از خبر حبابهء
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 470 . ( 2 ) - همان .