تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
ابروانش به هم پيوسته ، دست و بازويش ستبر و كف و انگشتانش محكم و درخشنده و طلائى و استخوان شانه هايش بزرگ بود . چنان بود كه هر گاه رو به سمت كسى مىكرد با همهء تن متوجه او مىشد چرا كه او خوش برخورد و مهربان بود . يك رشته مو از گلوگاه تا نافش روييده بود ، گويى يك صفحهء نقرهء فام و آب شده است ؛ گردن او تا دو شانه‌اش چون ابريق نقره مىدرخشيد ، بينى كشيده‌اى داشت به طورى كه چون آب مىنوشيد ، نزديك بود آب را پس بزند ، وقت راه رفتن ، گام خود را محكم برمى داشت گويى به سرازيرى فرود مىآيد . كسى نه از قبل و نه پس از او مانند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم ديده نشد . » . « 1 » 8 - از يزيد كناسى به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است ، مىفرمايد : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيش از اسلام در طايف بر مردى وارد شد ، او پيامبر را گرامى داشت ، و چون خداوند محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را به سوى مردم برانگيخت ، به آن مرد گفتند : تو مىدانى چه كسى را خداوند عزّوجلّ به سوى مردم فرستاده است ؟ گفت : نه . گفتند : او محمّدبن عبداللَّه يتيم ابوطالب همان كسى است كه فلان روز به طايف آمد و بر تو وارد شد و تو او را گرامى داشتى . آن مرد با شنيدن اين مطلب نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد و به آن حضرت سلام داد و اسلام آورد ، سپس عرض كرد : يا رسول اللَّه آيا مرا مىشناسى ؟ پيامبر فرمود : تو كيستى ؟ گفت : من همان صاحب منزلى هستم كه تو در زمان جاهليت فلان روز بر او وارد شدى و من تو را گرامى داشتم .
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 443 .