تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
نيست ! ولى مؤمنان مىگفتند : سليمان بندهء خدا و پيامبر اوست ، خداوند امر او را به طورى كه خواسته است تدبير مىكند ! چون اختلاف پيدا كردند پس خداوند موريانه را برانگيخت و به درون عصاى وى رفت و پس از اين كه داخل عصا را خورد عصا شكست و سليمان از روى قصر خود به رو بر زمين افتاد . پس جنيّان از موريانه به خاطر اين عملش تشكّر كردند ، براى همين است كه موريانه در جايى پيدا نمىشود مگر اينكه آنجا آب و گل باشد . اين است قول خداى عزّوجلّ :
« فَلَمَّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّةُ الْأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ »
« 1 » يعنى عصاى او را ( خورد )
« فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ »
« 2 »
.
« 3 » 2 - از يوسف بن محمّدبن زياد و علىّبن محمّدبن سيّار ، از پدرانشان به نقل از حسن‌بن على ( امام عسكرى ) از پدران بزرگوارش ، از جعفربن محمّد ( و در نسخه‌اى از محمّدبن على ) عليه السلام آورده است كه دربارهء قول خداى عزّوجلّ :
« وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ »
« 4 » فرمود : « آنها از آنچه شياطين كافر از سِحر و نيرنگها در عصر سليمان
هامش
( 1 ) - سبا / 14 : هنگامى كه مرگ را براى سليمان مقرّر كرديم كسى مردم را از مرگ او آگاه نساخت‌مگر جنبده‌اى از زمين ، كه عصاى او را خورد ( تا عصا شكست و سليمان به زمين خورد ) . ( 2 ) - همان : هنگامى كه سليمان فرو افتاد جنيان فهميدند كه اگر از اسرار غيب آگاه بودند در اين مدّت در رنج و زحمت كارهاى سنگين باقى نمىماندند . ( 3 ) - عيون اخبارالرّضا عليه السلام : 1 / 265 . ( 4 ) - بقره / 102 : آنها از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم خواندند پيروى كردند در صورتىكه سليمان هرگز كافر نشد .