فروخت . » . « 1 »
23 - مجلسى از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « سى روز از موسى بن عمران عليه السلام وحى قطع شد ، در شام به بالاى كوهى - به نام اريحا - رفت ، عرضه داشت پروردگارا ! چرا وحى و كلام خود را از من باز داشتى ؟ آيا گناهى از من سر زده است ؟ اينك من در حضور توأم ، انتقام خودت را از من بگير و راضى شو ! و اگر به خاطر گناهان بنىاسرائيل ، وحى و كلام خود را از من باز داشتهاى كه بخشندگى تو از قديم است !
خداوند به او وحى كرد : اى موسى ! آيا تو نمىدانى كه چرا از بين خلق تو را ويژه وحى و كلام خود نمودم ؟ عرض كرد : پروردگارا نمىدانم ! فرمود : يا موسى ! چون من بر خلق خود اطلاع كامل داشتم و كسى را متواضعتر از تو نديدم از اين رو در ميان تمام خلق تو را به وحى و كلام خود اختصاص دادم . موسى عليه السلام چنان بود كه هرگاه نماز مىخواند ، صورت خود را بر نمىگرداند مگر اين كه صورت راست و صورت چپش را بر زمين مىنهاد . » . « 2 »
24 - همو از زيادبن منذر نقل كرده است ، مىگويد : ابوجعفر محمّدبن علىّ الباقر عليهما السلام فرمود : « چون خداى عزّوجلّ با موسى بن عمران عليه السلام تكلّم كرد ، موسى عليه السلام عرض كرد : خدايا پاداش كسى كه گواهى دهد من پيامبر و فرستادهء توام ، چيست و اين كه تو با من سخن مىگويى ؟
فرمود : موسى ! فرشتگان من به سراغ او مىروند و مىگويند : بشارت
هامش
( 1 ) - قصص الأنبياء : ص 185 .
( 2 ) - بحارالأنوار : 13 / 347 .