تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
مىخورد ، از اين رو قابيل رو به آتش آورد و براى آن خانه‌اى درست كرد و آن نخستين خانه‌اى بود كه براى آتش ساخته شد ، و او گفت : من به قدرى اين آتش را مىپرستم تا قربانى من پذيرفته شود . آن گاه ابليس - خدايش لعنت كند - نزد او آمد ؛ او كه نسبت به فرزند آدم همچون خون در داخل رگها جريان دارد ، به وى گفت : اى قابيل ! قربانى هابيل پذيرفته شد و قربانى تو پذيرفته نشد تو اگر او را به حال خود رها كنى ، فرزندانى خواهد داشت ؛ فرزندانش به فرزندان تو افتخار خواهند كرد و خواهند گفت : ما فرزندان كسى هستيم كه قربانيش قبول شد ! بنابراين او را بكش ! تا از او نسلى نماند كه بر فرزندان تو فخرفروشى كنند ! اين بود كه هابيل را كشت . و پس از آن وقتى كه قابيل نزد آدم برگشت ، آدم پرسيد : قابيل ! هابيل كجاست ؟ گفت : همانجا كه قربانى كرديم به سراغ او برو ! آدم عليه السلام رفت و ديد هابيل را كشته‌اند ! آدم عليه السلام گفت : قسمتى از زمين مورد نفرين قرار گرفت همان طورى كه خون هابيل را پذيرا شد ! آدم عليه السلام چهل شب بر هابيل گريست ، آنگاه از پروردگارش فرزندى خواست ، خداوند به او پسرى داد ، او را هبةاللَّه ناميد چرا كه او را خداى عزّوجلّ به او مرحمت كرد و خواهر او نيز با او دوقلو به دنيا آمدند . و چون دوران نبوّت آدم عليه السلام سپرى شد و روزگارش بسر آمد ، خداى عزّوجلّ وحى كرد : اى آدم ! نبوّت تو پايان گرفته و روزگارت بسر آمده است . بنابراين ، علمى كه نزد تو است با ايمان و بزرگترين نشان و ميراث علم و آثار علم نبوّت را در ميان فرزندان از نسل خود نزد هبةاللَّه قرار ده ! چرا كه من هرگز رشتهء علم ، ايمان و بزرگترين نشان و آثار نبوّت را از فرزندان نسل تو تا روز قيامت قطع نمىكنم و هرگز زمين را بدون عالِمى