تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
پدرش عليهما السلام آورده است ، فرمود : « وقتى كه روح آدم عليه السلام مأمور شد تا وارد بدن او شود ، و اكراه داشت ، دستور رسيد كه با اكراه و ناراحتى وارد مىشوى و با اكراه و ناراحتى نيز خارج مىشوى . » . « 1 » 2 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از ابوحمزه نقل كرده است ، مىگويد : « خداى تبارك و تعالى از آدم عليه السلام پيمان گرفت كه به اين درخت نزديك نشود ، ولى چون آن زمانى كه در علم خدا بود ، فرا رسيد ، آدم عليه السلام از ( محصولِ ) آن درخت خورد ، و آن است كه خداى عزّوجلّ مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً »
« 2 » . و چون آدم عليه السلام از ( محصولِ ) آن درخت خورد به زمين فرود آورده شد و از او هابيل و خواهرش و همچنين قابيل و خواهرش دوقلو به دنيا آمدند . سپس آدم عليه السلام به هابيل و قابيل فرمان داد كه قربانى كنند ؛ هابيل گوسفنددار بود ولى قابيل كشاورز ، از اين رو هابيل يك قوچ از بهترين گوسفندانش را قربانى كرد ولى قابيل از زراعتش چيزى را قربانى داد كه پذيرفته نبود ؛ در نتيجه قربانى هابيل قبول شد و قربانى قابيل قبول نشد . و اين است كه خداى عزّوجلّ مىفرمايد :
« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ . . . »
« 3 » و چون قربانى را آتش
هامش
( 1 ) - قرب الأسناد : ص 38 . ( 2 ) - طه / 115 : پيش از اين آدم را پيمان گرفته بوديم اما او فراموش كرد و عزم استوارى براى اونيافتيم . ( 3 ) - مائده / 27 : اى پيامبر ! داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان ! در آن هنگام كه هر كدام‌كارى براى تقرّب به درگاه خدا انجام دادند اما از يكى پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد ، سوگند ياد نمود كه تو را خواهم كشت ! گفت : خدا تنها از پرهيزگاران مىپذيرد !