كه خداى عزّوجلّ مىفرمايد :
« وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ . . . »
« 1 » در حالى كه بين آدم عليه السلام تا نوح عليه السلام آن را مخفى مىداشتند از اين رو نام آنها در قرآن نيامده است . و آنها نام برده نشدهاند آن طورى كه انبياء عليه السلام را آشكارا نام برده است و اين است معناى قول خداى تعالى :
« وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ »
« 2 »
يعنى آنهايى را كه نامشان را پنهان داشتند نام نبرديم آن طورى كه اعلان شدگان از انبياء عليهما السلام را نام برديم .
پس نوح عليه السلام در ميان قوم خودش نهصد و پنجاه سال ماند بدون اين كه كسى در نبوّت او شريك باشد ولى او ميان قومى آمده بود كه پيامبران را تكذيب كردند ، اينان كه بين او و حضرت آدم اينان بودند ، و اين است معناى قول خداى عزّوجلّ :
« كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ »
« 3 » يعنى كسانى كه بين آدم تا زمان نوح عليه السلام بودند تا به اين كلام خدا :
« وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ »
« 4 » . سپس چون دوران نبوّت نوح عليه السلام سرآمد و روزگارش پايان گرفت ، خداى عزّوجلّ وحى فرمود : اى نوح ! نبوّت تو سرآمده و روزگارت سپرى شده است ، پس علم ، ايمان ، اسم اكبر ، ميراث علم و آثار علم نبوّت را به فرزندانت بسپار ! زيرا كه من هرگز آن را قطع نمىكنم
هامش
( 1 ) - مؤمنون / 23 : و ما نوح را به سوى قومش فرستاديم ، پس او به آنها گفت : اى قوم من ، خدا رابپرستيد !
( 2 ) - نساء / 164 : پيامبران ديگرى كه قبلًا سرگذشت آنها را براى تو بيان كرديم و پيامبرانى كه هنوز سرگذشت آنها را شرح ندادهايم همگى همين مأموريت را داشتند .
( 3 ) - شعراء / 105 : قوم نوح رسولان را تكذيب كردند .
( 4 ) - شعراء / 104 : و پروردگار تو پيروز و شكستناپذير و رحيم و مهربان است .