به وسيله نشانهها و آثار قابل توصيف و تعريف است ، او در حكم خود به كسى ستم نمىكند ، آرى آن است خداوند معبود به حق و جز او خدايى نيست . » .
راوى مىگويد : مرد خارجى با شنيدن سخنان امام عليه السلام بيرون رفت ، در حالى كه مىگفت : خداوند بهتر مىداند كه رسالت خود را در چه خاندانى قرار دهد ! « 1 »
خداوند به چيزى مانند نيست
1 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از عبدالرّحمان بن ابى نجران نقل كرده ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به توحيد پرسيدم و گفتم : من چيزى را تصور مىكنم و آن را در خاطرم مىگذرانم ( آيا همان خداست ) ؟
فرمود : « آرى ، چرا كه خدا نه در عقل مىگنجد و نه محدوديتى دارد ، و هر چه درو همت آيد ، خداوند غير از آن است ، هيچ چيز نظير او نيست و اوهام او را درك ننمايند ، چگونه اوهام به حقيقت ذات او برسند كه او نه در عقل بگنجد و نه حدّ و نهايتى دارد . » . « 2 »
2 - از محمّدبن عيسى به يك واسطه نقل كرده ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام پرسيدند : آيا جايز است به خدا گفته شود : چيزى است ؟
فرمود : « آرى با اين عبارت او را از دو حدّ ناروا بيرون مىكنى : از حدّ تعطيل ( انكار مبدا عالم ) و از حدّ تشبيه . » . « 3 »
هامش
( 1 ) - توحيد : ص 108 .
( 2 ) - كافى : 1 / 82 .
( 3 ) - همان : 1 / 85 .