را زوالى نيست . و مدّت ملك او گسستنى نمىباشد و او از اول بوده و هميشه پايدار است .
به وسيلهء نور خودش در افق دور و عزّت و الا و سلطنت فوق العاده از خلق پوشيده است و برتر از هر چيز و نزديكتر از هر نزديكى است ، و بدون اينكه خلق او را بينند ، بر ايشان در تجلّى است در حالى كه در بالاترين ديدگاه است . و او خواسته تا به يگانگى اختصاص يابد ، چرا كه به وسيلهء نور خود از نظرها پوشيده و در جايگاه والايش برترى يافته و از خلقش پوشيده است و رسولانى به سوى خلق فرستاده تا از جانب او حجّتى رسا بر بندگانش و گواهانى بر ايشان باشند . و در ميان ايشان پيامبران را مژده دهنده و ترساننده برانگيخت ، تا آنكه هلاك شود هر كه از روى بيّنه هلاك شود و زنده گردد هر كسى از روى بيّنه زنده گردد و بندگان آنچه را كه از پروردگارشان نمىدانستند بدانند و او را پس از انكار ، به ربوبيّتش بشناسند و به خداونديش پس از عدم قبول ، يگانه و يكتا اقرار نمايند . » . « 1 »
4 - همو از عبداللَّهبن سنان به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد :
خدمت امام باقر عليه السلام بودم مردى از خوارج بر آن حضرت وارد شد ، عرض كرد : اى ابوجعفر ! تو چه چيز را مىپرستى ؟ فرمود : « خدا را » .
عرض كرد : آيا او را ديدهاى ؟ فرمود : « او را چشمها با مشاهدهء ظاهر نمىبينند ولى دلها با حقايق ايمان او را مىبينند . او را با قياس نتوان شناخت و با حواس نمىتوان درك كرد و هيچ شباهتى به مردمان ندارد ،
هامش
( 1 ) - توحيد : ص 44 .