2 - همو از فضيل روايت كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : از جمله امور ، امورى است كه در نزد خدا بازداشته است ، بعضى از آنها را بخواهد ، مقدّم و بعضى را مؤخّر مىدارد . » . « 1 »
3 - از قول حمران ( بن اعين ) نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به قول خداى تعالى :
« هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً »
« 2 » پرسيدم ، فرمود : « يعنى : چيزى بود ولى قابل ذكر نبود . »
گفتم : پس اين سخن خدا كه مىفرمايد :
« أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً »
« 3 » يعنى چه ؟ فرمود : « يعنى : در كتاب و علم چيزى نبود . » . « 4 »
4 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از محمّدبن مسلم نقل كرده است ، مىگويد :
از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « خداى عزّوجلّ بود و چيز ديگرى با او نبود و هميشه دانا بود بدانچه خواهد شد و دانش او به آن ، پيش از بودنش مانند دانش او بدان باشد پس از بودنش . » . « 5 »
5 - از فضيل بن سكره ، نقل كرده است ، مىگويد : به خدمت امام باقر عليه السلام نوشتم : فدايت شوم ! اگر لطف كنيد به من بياموزيد كه خداى جلّ و علا پيش از آن كه خلق را بيافريند ، مىدانست كه يگانه است ، چرا كه دوستان و پيروان شما در اينباره اختلاف دارند ؛ جمعى مىگويند :
خداوند پيش از آن كه خلق را بيافريند مىدانست و بعضى مىگويند : بلكه
هامش
( 1 ) - محاسن : ص 283 .
( 2 ) - دهر / 1 : آيا ( چنين نيست كه ) زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكر نبود .
( 3 ) - مريم / 67 : آيا انسان ( اين واقعيت را ) به ياد نمىآورد كه ما او را پيش از اين آفريديم و او چيزى نبود .
( 4 ) - محاسن : ص 243 .
( 5 ) - كافى : 1 / 107 .