تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بنابراين زمين از كسى كه دينش كامل است خالى نمىباشد و اين نشانى امورى است كه غير ما را نمىرسد . هشام همين كه اين سخنان را شنيد ، چشم راستش دگرگون گرديد و لوچ شد و صورتش قرمز گشت و اين نشانهء خشم وى بود وقتى كه خشمناك مىشد ، سپس اندكى سر به زير انداخت و به طرف پدرم بلند شد و گفت : مگر نسب ما و شما فرزند عبد مناف يكى نيست ؟ پدرم گفت : ما همين طوريم ولى خداى بزرگ ما را رازى نهفته و علم خالص خود را به طورى اختصاص داده است كه ديگران را نداده است . هشام گفت : مگر خداوند محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را از شجرهء عبد مناف به جانب عموم مردم از سفيد و سياه و سرخ مبعوث نكرد . پس چگونه شما وارث چيزى شديد كه ديگران نشدند در حالى كه رسول خدا به عموم مردم مبعوث بود شما از كجا وارث اين علم شديد در حالى كه پس از محمّد صلى الله عليه و آله و سلم پيامبرى نيست و شما هم پيامبر نيستيد ؟ ! پدرم گفت : از روى قول خداى تعالى :
« لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ »
« 1 » آنچه را كه او آشكار بود براى همهء مردم بود ولى آنچه را كه به زبان نياورد خداى تعالى دستور داد تا به ما اختصاص دهد بدون ديگران ، و از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با برادرش على عليه السلام نجوا مىكرد نه با اصحابش ، خداى تعالى قُرآن را نازل كرد و فرمود :
« وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ »
. « 2 » پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در بين اصحابش به او ( علىّ عليه السلام ) فرمود : يا علىّ !
هامش
( 1 ) - قيامت / 16 : زبانت را به خاطر شتابزدگى براى خواندن ( قُرآن ) حركت مده ! ( 2 ) - الحاقة / 12 : و گوشهاى شنوا آن را دريابند و بفهمند .
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 176 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى